مشکل است
طالبی آسان بود، انسان شدن بس مشکل است
مثل موسی خادم چوپان شدن بس مشکل است
ای شُرور !مخفی شدی زیر قبای دین ،لیک
زچشم خلق مظلوم پنهان شدن بس مشکل است
زلیخاگر قفس بشکست، زلیخاها به زنجـــیراند
ولی همچون یوسف کنعان شدن بس مشکل است
مثل شمع پروانه سوختن، کارسهل است وسخیف
در قعرچاهی آتش سوزان شدن بس مشکل است
خامه در کاغذ پاره ها هرجا فتد چون برگه ئی
نظم ها،چون مثنوی دیوان شدن بس مشکل است
سلطــنت با رعـب، نیست از شـــیوۀ مــردانگی
بَردَنی درقلب ها سلطان شدن بس مشکل است
لایــق تحــسین نباشــــد هر«لایـقی» با نرخ روز
چون زجان بیگانه را، جانان شدن بس مشکل است
درب حکــمت بشــکــند این لشکـرجهـل وجــنـون
درشکستن کاری نیست، دربان شدن بس مشکل است
بر حـذر «حداد» باش زآن خصم کینه توز ونا بکار
گــرضرر ازاو رسد، جبران شدن بس مشکل اسـت
مسعود حداد
19 دسمبر 2011