ای خدا
در کــجا شاکی شــویم از کارهایت ای خــدا
ملک مارا کردی ویران ،خلق ما از هم جدا
این هـمه کشتار را خـوداراده کردی، چـون
از درخـت برگی نافــتد تا نگــردی تو رضا
دیگران در نازونعــمت، مستفید ازمــهر تو
ما که مسـلم زاده هســتیم ،قهـر توبرما چرا؟
ملک کـفارسبز وسیر، ازرحمــت ربانی ات
ســرزمــینم خشکسـال و قــطره باران توتیا
گـردلـیل خــشم تو،آن قـاتلین انتحاریســت
هـادی آنها توئی، پـس چه است تقـصیرما؟
نمـاز پنجگانه را ترکش نکـردم هـیچـوقــت
روزه ات راهم گـرفتـم با هزارصدق و صفا
چــونکه یافتم رمز گیتی راچنان تاجر صفت
هـیچ کـس کاری نکـرد، حتی توهـم بی مدعـا
متکی برنص قـرآن ،هـم خـبیر،هستی عد یل
پـس چرا درطاعـتم ،با خون دهی اُجـرت مرا
سالهااست کشورم تـبد یل به دوزخ کرده یی
فکری بکـن برحال ما ازخشم خـودپائـین بیا
زخـم خـونین میهـنم،محتاج درمان تواست
ای طـبیب ام القـراء! ،بخشـیده بر ایوب شـفا
گرزخم اودرمان شود،شاکی نگردم هـیچ وقـت
درعـــوض با صـدزبان گــویـم ترا حمد و ثنا
ورادامـه یافـت قهرت،دسـت خواهم شست زتو
کافـرم خـوان یا دهـری،یا مجوس ویا نصــارا
مسعود حداد
9 نوامبر2011